Wednesday, January 12, 2011

وقتی خدا خوابه(من و تو و اون بودیم از یه قطره)ه

وقتی تو خونه داشتیم سر اینکه کی جلوی کولر بخوابه دعوا میکردیم
تلوزیون اعلام کرد بارش سنگین برف باعث ترافیک سنگین در شمال شهر شده

Sunday, January 2, 2011

این است حال من بی تو (کچل کچل کلاچه)ه


نسیم زیبایی در این شهر میوزد
دریغ از گیسوانی که با کرنش باد برقصانم

Saturday, January 1, 2011

خبر امد خبری در راه است

شاید این جمعه بگاید شاید(دهن تمامی منتظران بر حقش را)ه
شاید این جمعه بخارد شاید(کون حضرتش)ه
شاید این جمعه بمالد شاید(الت مبارک را بر پیشانی تمام عاشقان کویش)ه
شاید این جمعه بزاید شاید(خر ما که از کودکی دم نداشت)ه
شاید این جمعه بشاشد شاید(خشک سالی در زمین بیداد و غوغا میکند)ه

Thursday, December 23, 2010

اگه ابره ،که ...ه

اگه زمستون امسال نخواد برف بزنه
دیگه به چه بهونه ای به خواب زمستونی برم؟
من بچه خرس قهوه ای هستم که اگه نخوابم مجبورم بفهمم و اگه بفمم دردم میاد
خوشبحال بچه خرسهای قطبی سفید نفهم

Sunday, December 12, 2010

فستیوال عاشورا

کنسرت و بار و کاباره وقتی نداریم
به جاش تو زنجیر زنی و علم کشی سنگ تموم میزاریم
وقتی تو جشن و شادی نتونی انرژی رو تخلیه کنی
با گریه و شیون و عربده هم میشه این کارو کرد

Saturday, December 4, 2010

از خوابهایی که من میبینم

با سرعت بسیار زیاد به سمت بالا پرتاب میشم
هیچ کنترلی وجود نداره از سقف و هر مانع دیگه ای رد میشم
بسیار ترسناکه با اینکه همون لحظه میدونم دارم خواب میبینم
به یه فضای خارجی میرسم که دیگه اون شتاب از بین میره
با چند ثانیه توقف دوباره به پایین پرتاب میشم

Saturday, November 27, 2010

از خوابهایی که من میبینم

هوا تازه تاریک شده بود
درگیری ها بین مردم و لباس شخصی ها بود
ما با تیم اول حمله کردیم
یهو یکی از لباس شخصی ها با قمه از کنار من به فرق سرم زد و از پیشونی تا پشت سرم رو شکافت
داشتم بیهوش میشدم دیدم همسرم به همراه تیم دوم جلو رفت
دو نفر زیر بازوهام رو گرفتن و از داخل یه تونل منو از ماجرا دور کردن
بیهوش شدم
چشم باز کردم دیدم توی یک کامیون وارد شهر اهواز شدم
اهواز تنها شهری بود که کامل به دست نیروهای مردمی فتح شده بود
داشتم از دلشوره همسرم میمردم
وقتی از خواب پریدم از احساس کردم نفسم بالا نمیاد

پ ن: درسته این متن جای سوال داره ولی چه کنم خوابه دیگه